حکمت های نهج البلاغهحکمت۳: بخل و درمان آن(قسمت اول)

حکمت۳: بخل و درمان آن(قسمت اول)

حکمت۳: بخل و درمان آن(قسمت اول)

« البُــخلُ عارٌ و الجُــبنُ مَنقَصَة ، وَ الفَـقرُ یـُخرِسُ الـفَـطِنَ عَن حَجَّــتِهِ ، وَالمُقِلُّ غَریبٌ فِی بَلدَتِهِ

« بخل ، ننگ و عار است و ترس، نقص است، و فقر و نداری، انسان زیرک را از گفتن بیان و دلیلش گنگ می سازد و انسان تنگدست در شهر خودش نیز غریب است.»

شرح واژگان

بُخل: حَبسُ ما یَقدِرُ عَلی اِنفاقِه .

عار: نقص و عیب و ننگ.

جُبن : ترس منفی- ناشی از جهل و وهم است

مَنقَصَة:نقص و کمبود

فقر: تنگدستی= فقر انواعی دارد و در این جمله منظور حضرت به فقر مادی است.

یُخرِسُ: (از کلمه خَرس) : گنگی و لالی

فَطِن: زیرک، هوشیار

حُجَّت: دلیل

مُقِل: از مکاده قلّت و کمی: کسی که نادار و تنگدست است

بَلدَه: شهر

نگاه کلی

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، در این حکمت به چهار نقطه ضعف اخلاقی و اجتماعی انسان اشاره و آثار سوء هر یک را بیان می کنند تا همگان از آنها فاصله بگیرند. ایشان همچنین وظایف ما را در مقابله با این چهار رذیله اخلاقی بیان فرمودند.

نخست فرمودند: « اَلبُخلُ عارٌ» : « بخل ، ننگ و عار است.»

بخل یک کمبود، نقص و بیماری است که انسان باید از وجودش دور کند. شخص بخیل حاضر نیست چیزی از مواهب خدادادی را در اختیار دیگران بگذارد، هر چند امکانات او بسیار بیش از نیازهایش باشد.انسان بخیل از آنچه می‌تواند انفاق کند و خیر برساند دریغ می کند، این مواهب می تواند پول یا سخنِ خوب یا آبرویی که خداوند به انسان عنایت کرده و یا فرصت و فراغتی باشد که انسان برای رفع گرفتاری کسی وقت می گذارد.

انسان بخیل در استفاده از این مواهب در راه خیر کوتاهی می نماید. در واقع بخیل کسی است که دوست ندارد از او خیری به دیگران برسد.

سپس امام به رذیله اخلاقی دوم اشاره می فرمایند: « وَالجُبنُ مَنقَصَة »

« ترسی که ناشی از جهل و توهم است، برای انسان یک نقص محسوب می شود.»

انسان کامل نباید چنین ترسی داشته باشد و باید با آن مقابله کند.

حضرت در سومین جمله خود به یک سنت و عادت غلط در جامعه اشاره می کنند و می فرمایند:

« وَ الفَقرُ یُخرِسُ الفَطِنَ عَن حَجَته»

« فقر و نداری، انسان زیرک و باهوش را از بیان دلیل خود باز می دارد.»

انسان فقیر حتی اگر زیرک باشد، به علت داشتن موقعیت اجتماعی پایین، از بیان سخن حقی که دارد، ناتوان است. در حالیکه از نظر قرآن، امتیاز به تقوا و مسائل معنوی است و نباید در جامعه، ثروت یا فقر ، ملاک تعیین موقعیت اجتماعی انسان ها قرار گیرد.

سپس امام در راستای جمله ی قبل می فرمایند: «و المُقِلُّ غَریبٌ فی بَلدَتِهِ »

«انسان تنگدست، در شهر خودش، غریب و تنهاست.»

حضرت در واقع از این موضوع انتقاد می کنند؛ چرا که نباید به دلیل فقر و تنگدستی ، کسی در جامعه تحقیر شود، بلکه باید فضای جامعه به گونه ای باشد که هر کسی بتواند سخن خود را مطرح نموده و از حقّ خود دفاع نماید.

(از این پس به منظور استفاده ی بهتر از سخنان حضرت، در هر نوبت به بیان درسهای یکی از جملات حضرت می پردازیم)

ادامه دارد…

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.