حکمت های نهج البلاغهادامه حکمت۲: حفظ زبان (قسمت دوم)

ادامه حکمت۲: حفظ زبان (قسمت دوم)

ادامه حکمت۲: حفظ زبان (قسمت دوم)

« أَزرَی بِنَفسِهِ مَنِ استَشعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَن کَشَفَ عَن ضُرِّهِ، وَ هَانَت عَلَیهِ نَفسُهُ مَن أَمَّرَ عَلَیهَا لِسَانَهُ.»

« آنکه طمع را شعار خویش ساخت، خودش را خوار کرد و آنکه (گرفتاری) و سختی خویش را فاش نمود، به پستی و ذلت تن داد و آنکه زبانش را فرمانده خویش ساخت، ارزش خود را کاست.»

در نوبت قبل به شرح واژگان و نگاه کلی از حکمت دوم نهج البلاغه پرداختیم و سه درس از این حکمت بیان شد، در این نوبت به درس آخر از حکمت دوم می پردازیم: 

۱)کسی که اهل طمع باشد، خود را کوچک می کند.

۲) از طمع به شدت فاصله بگیریم.

۳) هرگز گرفتاری و سختی‌های خود را برای دیگران بازگو نکنید، مگر به طبیب و مشاور امین.

۴) زبان باید تحت کنترل انسان باشد.

اگر زبان امیر انسان شود و هر چه خواست بگوید، باعث خواری و پستی ما می‌شود و دیگر برای خودش ارزشی قائل نیست.

به طورکلی وجود انسان، ( اعضا و جوارح ) به مملکتی تشبیه شده که فرمانروایی دارد و بر این اساس، افراد سه دسته اند:

۱- حکومت عقل در وجودشان تثبیت شده است.

۲- هوا و هوس در وجودشان تثبیت گشته است.

۳- مثل کشورهای ضعیف، در هر زمانی گروهی کودتا می کنند!

عقل باید فرمانروا و حاکم بر وجود انسان باشد. البته منظور از عقل، آن عقل سلیمی است که انسان را در مسیر بندگی خدا قرار می‌دهد. چرا که وقتی او فرمانده شد، از این امکانات موجود، درست و بجا استفاده می‌کند. چشم را درست هدایت می‌کند که چه صحنه‌ای را ببیند و چه صحنه‌ای را نبیند. پاها را درست هدایت می‌کند که به چه مجلسی بروند و به چه مجلسی نروند. زبان را درست هدایت می‌کند که چه سخنی را بگوید و کجا بگوید.

امیرالمؤمنین علیه السلام در کلمات قصار خود جمله دیگری دارند می فرمایند :

«لِسانُ العاقل وراءَ عقله و عقلُ الاحمقِ وَراءِ لِسانِه.» (۱)

«انسان عاقل، زبانش پشت سر عقل اوست.»

چه تشبیه زیبایی است. اینکه عقل جلو بایستد و سخنانی را که زبان می خواهد بگوید، ابتدا چک ‌کند. اگر سخن مناسبی باشد، عقل کنار می‌رود و به زبان اجازه گفتن می دهد، ولی اگر بررسی کرد و معلوم شد که سخن مناسبی نیست، دستور سکوت می دهد.

در حالی که در انسانِ بی‌خرد، زبان جلو می آید و عقل پشت سر می ایستد. یعنی اول زبان سخن می‌گوید بعد نوبتِ عقل می‌رسد که بررسی کند حرف خوبی است یا نه؟

در این زمینه نیز از امیرالمؤمنین علیه السلام سخنی بیدارکننده و ظریف آمده است که حضرت فرمودند: « اَلکَلامُ فِی وَثَاقِک مَا لَم تَتَکَلَّم بِه»(۲):

« سخن دراختیار توست تا وقتی به زبان نیاورده‌ای، اما وقتی گفتی، تو در اختیار زبان هستی.»

سخن تا نگویی بر او دست هست               چو گفته شود او برد بر تو دست

این فرمایش را خیلی وقت‌ها تجربه کرده ایم که سخنی بارها به ذهن آمده ولی بعد از بررسی متوجه می شویم هم اکنون ذکر آن صحیح نیست و یا شاید مناسب نباشد؛ مثلاً ممکن است کسی برنجد یا آبروی کسی برود یا شخصی دروغی می گوید و این فرد در واقع اسیرِ دروغ خود می شود و این کلام او را به دروغ های دیگر … می کشاند.

حضرت می ‌فرمایند: اگر کسی زبان را امیر و فرمانروا قرار داد، هر کاری زبان خواست باید انجام دهد و او اسیر زبان می‌شود. چون زبان ابزاری است که دو جنبه دارد؛ هم می‌تواند انسان را به اوج برساند و هم می‌تواند به خاک ذلت برساند. با همین زبان هم درجات عالی بهشت را      می توان کسب کرد و هم می‌ توان به بدترین مراتب جهنم سقوط کرد.

شخصی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: یا رسول الله من را نصیحتی بفرمایید. حضرت فرمودند: مراقب زبانت باش.

آن فرد به نظرش آمد نصیحت حضرت شاید یک سخن معمولی باشد، مجدد از حضرت درخواست کرد. حضرت هم مجدد فرمودند: مراقب زبانت باش. بار سوم پرسید.

حضرت فرمودند: «وای بر تو، مگر نمی‌دانی بسیاری از جهنمیان به خاطر محصول زبانشان جهنمی می‌شوند؟ این طور نیست هرکس جهنم می‌رود، کاری کرده باشد، خیلی‌ها حرف نابجایی زده‌اند و جهنمی شده‌اند.»

در فرمایش دیگری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله صفات عاقل را توصیف فرمودند، در یکی از جملاتشان تمام مطلب را در مورد زبان یک جا بیان کردند : « إذا أرادَ أن یَتَکَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإن کانَ خَیراً تَکَلَّمَ فَغَنِم وَ إن کانَ شَرّاً سَکَتَ فَسَلِم.»(۳)

« انسان عاقل وقتی می‌خواهد سخنی بگوید، لحظاتی فکر می‌کند اگر خیر بود، سخن خوب را می‌گوید و نفعش را می‌برد و جایی که سخن گفتن نابجاست، اگر انسان سخن بگوید، ضرر کرده است.»

انسان مؤمن از فرصت دنیا استفاده می‌کند و بهره می‌برد. مثلاً اگر یک سخن خوب را به کسی یاد بدهد، بسیار ارزش دارد و تا هرجا این سخن منتقل شود،‌ او هم در ثوابش شریک است.

از آن طرف هم نباید غافل شد، اگر سخن ما گناه و اذیت دیگران است نباید بر زبان جاری کنیم.

سخن کم گفتن و اندیشه کردن                       به از بسیار گویی پیشه کردن

زبان را در دهان خود نگه دار                              سخن بشنو، زبان خود نگه دار

……………………………………………………….

۱) حکمت ۴۰ نهج البلاغه.

۲) حکمت ۳۸۱ نهج البلاغه.

۳) تحف العقول/ ص ۲۸

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.