خطبه متقینادامه درسهای بخش مقدمه

ادامه درسهای بخش مقدمه

ادامه درسهای بخش مقدمه

دوستان در نوبت قبل، به درسهایی از بخش دوم مقدمه خطبه متقین پرداختیم :

۱) خداوند غنی به ذات است.

 ۲) مؤمنین نباید منتی بر خدا داشته باشند و مغرور نشوند    .

 ۳)خداوند روزی هر کس را بر اساس حکمت مشخص کرده است    .

  ۴) برای کسب روزی مشخص هم باید تلاش کرد.  

در این نوبت ادامه درسها را بررسی می ‎کنیم:

۵) طبق تقدیر الهی روزی ‎ها به عهده ی خداوند و بندگی  به عهده ما می ‎باشد.

یعنی اگر ما بندگی خدا کردیم، خدا روزی ما را می ‎دهد. در آیه ۲۳ سوره مبارکه زخرف خداوند میفرماید:

« نَحنُ قَسَمنا بَینَهُم مَعیشَتَهُم فی الحِیاةِ الدُّنیا»؛

«ما روزی  ‎ها را تقسیم می  ‎کنیم.» و در آیات دیگر خداوند متعال می ‎فرماید:«روزی با ماست، شما وظیفه خود را انجام دهید.»

نکته خیلی لطیفی است که اگر هر کسی در هر رشته ای (نانوا، تعمیرکار ماشین، دکتر، مهندس، طلبه و..) بگوید: «خدایا من این کار را برای رضای تو می توانم انجام دهم، تو هم روزی مرا بده.» خداوند روزی را می رساند البته به شرطی که دلگرمی ما به آن کار نباشد. مثل کارگری که در فروشگاهی کار میکند، او کار خود را انجام می ‎دهد و برایش مهم نیست مشتری زیاد یا کم بیاید چون حقوق خود را می  گیرد

اگر ما هم خود را کارمند خدا فرض کنیم، خدا روزی ما را می ‎دهد. فرض کنید شما برای منزل، کارگری می  ‎آورید که باغچه منزل را اصلاح کند و ضمناً به او می ‎گویید که ناهار به عهده من! بعد از گذشت زمانی این کارگر چند تا بیل که می    ‎زند با نگرانی به شما می    ‎گوید: «نانوایی ها نبندند!» در پاسخ به او می    ‎گویید: «ناهار به عهده من است، شما کار خودت را انجام بده.» مقداری دیگر کار می ‎کند مجدد می گوید: «الان اوضاع و احوال شلوغ است، نانوایی دیر نشود!» به او می ‎گویید: «آقا جان شما کار خودت را بکن، نگران کار من نباش!»

ما هم نگران کار خدا هستیم که خدا چگونه میخواهد با این تورم، زندگی ما را اداره کند؟!

در حالی ‎که خدا به کار خود واقف است و میتواند بنده اش را اداره کند و ما باید به فکر وظیفه بندگی خود باشیم.

خداوند میفرماید:

«ألَیسَ الله بِکافٍ عَبدَه؟»؛

« آیا خدا کافی نیست برای اداره بندهاش؟!»

در این فراز هم حضرت علی علیه السلام فرمودند:

« فَقَسَمَ بَینَهُم مَعایِشَهُم وَ وَضَعَهُ مِنَ الدُّنیا مَواضِعَهُم»؛

«خدا همه این کارها را در جای خود، ردیف قرار داده و فکر همه امور را کرده پس ما باید به فکر بندگی خود باشیم.»

۶) خداوند بر اساس حکمت، بعضی را بر بعضی برتری داده است.

خداوند فرمود: « هر کسی بر اساس حکمت در جای خود قرار گرفته، یک عده ثروتشان بیشتر و عده ‎ای استعدادشان بیشتر است و…»

در آیه ی۲۳ سوره مبارکه زخرف هم خداوند فرمود:

« نَحنُ قَسَمنا بَینَهُم مَعیشَتَهُم فِی الحَیاةِ الدُّنیا وَ رَفَعنا بَعضَهُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجات»؛

«بعضی را ما بر بعضی برتری دادیم.»

این برتری ‎هایی که خداوند داده، بر اساس حکمت و برای امتحان می ‎باشد یعنی آن کسی که ثروتمندتر است یا قدش بلندتر است، امتیازی بر آن که مثلاً رنگ چهره ‎اش متفاوت است، ندارد بلکه این ‎ها همه وسیله امتحان است. خداوند این تفاوت ‎ها را قرار داده است بنابراین به دیگران حسد نورزیم بلکه ما از خدا بخواهیم که از نعمتهایش به ما هم ببخشد.

۷) همیشه به دنبال کسب فضیلت و ارزش ‎ها باشید.

دنیا فرصتی برای ما است که به دنبال ارزش ‎ها باشیم. برای دنیا مثل    ‎های مختلفی در قرآن و روایت، سخن حکیمان و بزرگان ذکر شده است؛ گاهی از دنیا به کشتزار، تجارت    ‎خانه، پل، سالن امتحان و میهمانی تشبیه شده است. بزرگی می گفت: یکی از مَثَلهای دنیا این است که دنیا مِثل حمام می ‎ماند. بعضیها که زرنگ هستند، از این فرصت کوتاه عمر استفاده و شروع به اصلاح خودشان میکنند و غرور، حسد، بخل، مال حرام، زبان نیش دار و… را از خود دور می ‎سازند. این افراد هنگامی که مرگشان فرا رسد پاکیزهاند.« إنُّ الله یُحِبُّ التَّوابین وَ یُحِبُّ المُتَطَهِرین.» ولی بعضی افراد در دنیا به جای این که خودشان را پاکیزه کنند و به اصلاح خود بپردازند، دائم از دیگران ایراد می ‎گیرند. و در زمان رفتن از این دنیا هیچ پاکسازی انجام نداده ‎اند.

لذا این که حضرت فرمودند:

« فَالمُتَّقونَ فیِهَا هُم أهلُ الفَضَائِلِ

یعنی این افراد همیشه دنبال فضایل هستند. ذکر شد که فضیلت از « فضل»است. فضل یعنی «زیادی». این اشخاص میخواهند کمالاتی داشته باشند که مرتب بالاتر و بالاتر بروند و دائماً به فکر رشد خود هستند. و اما افراد غافل هنگام تمام شدن عمر و رفتن از این دنیا باید با سخت جان دادن، فشار قبر، سختی های عالم برزخ و معطلی در قیامت، پاک شوند.

جمله ای از پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله ) هست که فرمودند و همین عبارت از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام نیز نقل شده است که:

« طوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ النّاس»(۱)؛

«خوشا به حال کسی که آن چنان مشغول اصلاح عیب  ‎های خود باشد که فرصت عیب جویی از دیگران را پیدا نکند.»

یعنی خوش به حال کسی که دائماً در حال اصلاح خود بوده و به فکر خودش است. این افراد اصلاً فرصت ندارند که عیب دیگران را ببینند. البته اگر عیبی از اطرافیان یا مسلمانی به چشم  آمد، وظیفه داریم با رعایت آداب و به صورت خصوصی به او تذکر دهیم.

۸) از این فرصت عمر استفاده کنید و هر چه بیشتر خودسازی نمایید.

پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله ) از این فضیلت بزرگ به جهاد نفس و جهاد اکبر تعبیر فرمودند. نقل شده جمعی  از مسلمان ‎ها از مأموریت جهادی که داشتند برگشتند، حضرت فرمودند: « از یک جهاد کوچک برگشتید، یک جهاد بزرگتری در پیش دارید.»

بعضی ‎ها فکر کردند که  منظور حضرت این است که یک جبهه ‎ی دیگری در پیش دارند که نفرات و سلاح آن بیشتر است، پرسیدند: «جهاد اکبر کجاست؟»

حضرت فرمودند: «جهاد النفس یعنی این که انسان به اصلاح خودش  بپردازد، صفات رذیله را از خود دور و ارزش ‎ها را در خود تقویت کند و چنان پاکیزه شود که اول مرگ، اول راحتی او باشد.»


  ۱) حکمت ۱۷۶ نهج البلاغه 

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.