خطبه متقیندرسهای بخش مقدمه

درسهای بخش مقدمه

درسهای بخش مقدمه

دوستان در نوبت قبل، شرح واژگان و نگاه کلی از بخش دوم مقدمه خطبه متقین را بررسی کردیم و به درس اول از این قسمت و پاسخ به یک شبهه مرتبط با درس اول پرداختیم:

۱) خداوند غنی به ذات است.

و در این نوبت به ادامه درسها میپردازیم:

۲) مؤمنین نباید منتی بر خدا داشته باشند و مغرور نشوند.

چون همه کارها به نفع بندگان است پس ما باید شکرگزار خدا باشیم نه اینکه مغرور شویم.

فرض کنید بیماری که دکتر به او نسخهای داده است، هیچوقت معترض دکتر نمیشود که من بخاطر شما این مقدار کپسول یا آمپول را مصرف یا تزریق کردم بلکه شاکر دکتر خود نیز خواهد بود. لذا وقتی دستورات خداوند به نفع ما است، چه منتی به خدا داشته باشیم؟!

و از طرفی فرد مغرور هم نباید بگوید که من چنین و چنان کردم بلکه باید شاکر خدا باشد.

اتفاقاً بندگان خوب خدا وقتی که کار خوبی انجام میدهند( مثلاً دل یک نفر را شاد نمودن،اول وقت نماز خواندن، عفت و حجاب را رعایت کردن)، خدا را شکر میکنند و از درون نیز خوشحالند.

۳) خداوند روزی هر کس را بر اساس حکمت مشخص کرده است.

خداوند بر اساس حکمت روزی ما را تقسیم نموده و این تقسیم به دو صورت تکوینی و تشریعی است. یعنی خداوند در این عالم، قوانینی گذاشته که با رعایت و عمل به آنها ، روزی ما زیاد میشود. مثلاً هر کس سحرخیز یا درست کار باشد و یا خوب پدر و مادرداری کند، روزی اش زیاد میشود. در این عالم امور معنوی وجود دارد که مرتبط با روزی است.

یک نفر خدمت پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) آمد و عرض کرد:«یا رسول الله من دوست دارم روزیام زیاد شود.»

حضرت فرمود: « دُم عَلی الطَهارَة»؛ « اگر می خواهی روزی ات زیاد شود، سعی کن همیشه با وضو باشی.»

این قانون خداوند است و طبق همین قوانین خداوند روزی را تقسیم میکند. و گاهی ممکن است فردی همهی این موارد را هم انجام دهد اما بر اساس حکمت و یا امتحان الهی، تقدیرش این است که روزی او کمتر باشد. البته وقتی میتوان به تقدیر الهی نسبت داد که به وظیفه خود عمل کرده باشیم و الّا اگر فردی تنبلی و سستی کند و دنبال کار نباشد و در زمینهای که برایش مشکلی پیش آمده مشورت نکند، نمی تواند بگوید روزی من همین بوده و این تقدیر الهی و مصلحت من است!

۴) برای کسب روزی مشخص هم باید تلاش کرد.

اگر فردی، تنبلی و سستی کند همان روزی مقدر هم به او نمیرسد و این که حضرت معیشت را مطلق روزی تعیین کردند و فرمودند: «خداوند روزی هر کسی را در جایگاه خودش قرار میدهد»، متوجه میشویم روزی اعمّ از مادی و معنوی است. معنویات هم جزء روزی ما میباشد، توفیقاتی که برای انسانها پیش میآید و یا کارهای خیری که به دست آنها جاری میشود و اما گاهی از این نکته غفلت میشود و مأیوس شدن بعضی افراد را بدنبال دارد. مثلاً نقل شده روزی عالمی سوار تاکسی شد که یک پای راننده قطع بود. راننده هم چون از این وضعیت ظاهری خودش ناراحت بود تا این شخص عالم را دید شروع به درد دل کردن کرد که: «حاج آقا خدا به هر کسی هر چقدر دوست دارد می دهد، من یک پا ندارم و…»

شخص عالم گفت:« اتفاقاً من هم با شما موافق هستم، خدا به هر کس هر چه دوست دارد میدهد اما همه دادههای خدا مادی نیست بلکه گاهی خدا به یک نفر اخلاق خوب میدهد و به یک نفر توفیق میدهد بین افرادی که اختلافی دارند، صلح و صلاح بدهد، و به شخص دیگری فرزند صالحی میدهد.»

راننده تاکسی وقتی صحبتهای عالم را شنید، روحیه گرفت و گفت: «اتفاقاً من هم همینطور هستم، وقتی در فامیل و آشناها اختلافی است، با یک صحبت من به راحتی آنها آشتی میکنند. کم کم یادش آمد خدا چه نعمتهایی به او داده است به طوری که این آقای ناامید، هنگام پیاده شدن شخصِ عالم، به او گفت: « من ماندهام از این همه نعمت، چطوری شکر خدا را به جا آورم؟!»

امام صادق علیه السلام می فرماید:« چهار علم را همه باید یاد بگیرند اول خداشناسی، دوم نعمتشناسی، سوم وظیفهشناسی و چهارم آفتشناسی.»

ادامه دارد…

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.