خطبه متقینمقدمه (قسمت سوم)

مقدمه (قسمت سوم)

مقدمه (قسمت سوم)

« أمّا بَعدُ، فَإنَّ الله_ سُبحانَهُ و تَعالی_ خَلَقَ الخَلقَ حِینَ خَلَقَهُم غَنِیّاّ عَن طاعَتِهِم، آمناً مِن مَعصِیَتِهِم، لِأنّهُ لا تَضُرُّهُ مَعصِیَةُ مَن عَصاهُ، و لا تَنفَعُهُ طاعَةُ مَن أطَاعَهُ. فَقَسَمَ بَینَهُم مَعایِشَهُم وَ وَضَعَهُم مِنَ الدُّنیا مَواضِعَهُم. فَالمُتَّقونَ فیِهَا هُم أهلُ الفَضَائِلِ.»

«اما بعد ( از حمد و ثنای الهی)، خداوند منزّه و والا، خلق را آفرید در حالی که از اطاعتشان بی نیاز و از معصیتشان ایمن بود، زیرا نه عصیان گنهکاران به او زیان میرساند ( و بر دامان کبریاییاش گردی مینشاند) و نه اطاعت مطیعان به او نفعی میبخشد. پس از آفرینش آنان، روزی و معیشتشان را (با روش حکیمانه ای) در میان آنان تقسیم کرد و هر یک را در جایگاه دنیوی اش جای داد. ( ولی) پرهیزکاران در این دنیا صاحب فضایلی هستند.»

شرح واژگان:

مُتَّقُون: جمع متقی است یعنی کسانی که از ناشایستگیها، خویشتنداری میکنند و خودشان را از آلودگیها حفظ مینمایند.

آنها مردم از فضائل عبارتند از:

“هُم”: اصطلاحاً « ضمیر فصل» است که برای تأکید بین مبتدا و خبر واقع میشود.

“أهل”: در لغت به خواص، اهل میگویند مثلاً اهل یک نفر یعنی کسانی که با او ارتباط خاص دارند.

“فضائل”: جمع فضیلت است. فضیلت از فضل به معنای برتری و بالایی است.

در مقابل رذائل که از رذیله گرفته شده است.

رَذل : پست و پایین یعنی کسانی که به دنبال آلودگیها هستند.

«اهل الفضائل» یعنی کسانی که با فضائل و ارزشهای معنوی ارتباط ویژهای دارند و همیشه به دنبال فضائل و کمالات و ارزشها هستند.

نگاه کلی

در این مقدمه حضرت اشارهای به آفرینش فرموده و یادآور شدهاند که آفرینش تنها به نفع بندگان است و خداوند ذینفع نیست و همچنین خداوند زمینه رشد و کمال را برای همه مهیّا فرموده است اما در این میان، متقین کمال استفاده را از این زمینهسازی برده و تلاش نمودهاند با استفاده از این فرصت به نهایت قرب الهی برسند و هر چه بیشتر کسب فضیلت و کمال نمایند.

درس :

۱) خداوند غنی به ذات است. 

یعنی نه طاعت ما به خداوند سودی میرساند، نه معصیت ما برای خداوند زیان آور است. بنابراین اطاعت و معصیت، نفع و ضررش به خود بندگان

برمیگردد. افراد گر چه از نظر اطلاعات، آگاهی دارند ولی اگر به مطلب یقین پیدا کنند، سعی میکنند دقیق به دستورات الهی عمل کنند، همانطور که وقتی نسخهی طبیب را میگیرید از این جهت که میدانید به نفع شماست، برای تهیهاش زحمت میکشید و دقیقاً به آن عمل میکنید و آن چه از نظر غذایی پرهیز داده حتی در میهمانی باشید و خود دکتر هم در آنجا حضور نداشته باشد، چون یقین دارید که برای شما ضرر دارد، استفاده نمیکنید! اگر انسان قبول کند دستورات خدا همه خیر است، سعی می کند دقیق عمل کند. ولی گاهی توجه ندارد و فکر می کند زحمتی است، آن وقت شانه خالی می کند!

پس وقتی انسان فهمید خداوند نیازی به اطاعت ما ندارد و اگر فرموده: نماز بخوانید، روزه بگیرید، خمس مال خود را بپردازید، حج بیت الله بروید و…، چون همه این ها به نفع خود من است.

شبهه: اگر خلقت ما نفعی برای خدا ندارد پس چرا خداوند خلق کرد؟!

چون ما همیشه بدنبال نفع خود هستیم و در زمانهایی اقدام میکنیم که سودی برای ما داشته باشد، این سؤال در ذهن ایجاد میشود که خلقت ما برای خدا چه سودی داشت؟

در حالیکه خداوند غنی به ذات و کمال مطلق است. یکی از ویژگیهای کمال مطلق این است که اگر خیری از او ساخته بود، دریغ نمیکند. مثلاً فردی، انسان دلسوز و خدومی است ولی همسایه ایشان بچه یتیمی باشد که خرج تحصیلش را ندارد ولی او هیچ اقدامی جهت تحصیل او نکند! حتماً میپرسید این شخص چطور فرد خیّری است که از این کار خیر دریغ میکند؟ یا ذکر خیر شخصی را میکنند که خیلی دلسوز و نویسنده حال جامعه است و میتواند مقالههای مفیدی بنویسد ولی نمینویسد! سؤال پیش میآید پس چطور خیرخواه و دلسوز است؟ چون کمال اقتضا میکند که اگر خیری از آن فرد برمی آید، دریغ نکند.

اینکه خداوند آفرینش را به خیر بندگان میداند و دریغ نمیکند، این کمال خدا است.

بنابراین چرا خداوند خلق کرد؟ چون کمال خدا اقتضا میکند. یعنی این خاکی که میتواند انسان بشود، خدا دریغ نمیکند چون کمال مطلق است. البته گاهی ممکن است ما حکمتش را نفهمیم ولی او که میداند دریغ نمیکند. همهی این خیر نسبت به بندگان است و خداوند نیازی ندارد.

من نکردم خلق تا سودی کنم             بلکه تا بر بندگان جودی کنم.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.