خطبه متقینمقدمه: (قسمت دوم: درسهای کاربردی)

مقدمه: (قسمت دوم: درسهای کاربردی)

مقدمه: (قسمت دوم: درسهای کاربردی)

دوستان از نوبت گذشته توفیق این را داشتیم که خطبه متقین حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را شروع کنیم. شرح واژگان و نگاه کلیِ فراز ابتدایی خطبه را بررسی کردیم و در این نوبت به درسهای این فراز می پردازیم:

درسها:

۱) انسان مؤمن همیشه باید به دنبال شناخت و کسب کمالات باشد.

همّام نزد امیرالمؤمنین آمد و از حضرت تقاضا کرد متقین را برای او توصیف کنند. پس همیشه انسان باید بدنبال شناخت ارزشها باشد و در این ارزشها به کم قانع نباشد. ما معمولاً در امور دیگر بهترین ها را می خواهیم. مثلاً لباسمان، لباسی آبرومند باشد. خانه، فرش، ماشین، هر وسیله خوبی دست کسی می بینیم، می پرسیم از کجا تهیه نموده ای؟ چه خوب است انسان در کمالات اخلاقی هم این گونه باشد.

۲) در فراگیری معارف، دقیق بوده و به صورت کاربردی یاد بگیریم، تا به عمل نزدیکتر باشد.

همّام از امیرالمؤمنین تقاضا کرد که حضرت متقین را برایش توصیف کنند. ابتدا حضرت کلی فرمودند: « تقوا داشته باش و کار نیک کن.» اما او قانع نشد و گفت: «من به صورت مشخص و کاربردی می خواهم بدانم متقین چگونه می نشینند، چگونه حرف می زنند، چطور با فرزندشان برخورد می کنند؟ و…» چرا که وقتی انسان چیزی را خوب یاد گرفت، می تواند بهتر عمل کند.

۳) مطالب ارزشمند و حکمتها را باید به اهلش و به مقدار لازم گفت.

حضرت ابتدا همه مطالب را به همّام نفرمود، بلکه بعد از احراز آمادگی، شوق و اشتیاق آنها را بیان فرمود. لذا سخنان خوب و تربیتی را باید به موقع و به اهلش گفت تا تأثیرگذارتر باشد. چرا که تذکردادن مثل پیوند زدن است، وقتی می خواهند شاخه درختی را به درخت دیگر پیوند بزنند، در زمانی خاص و نقطه ای خاص این کار را انجام می دهند. اگر بی حساب پیوند بزنند، نتیجه نخواهد داد.

۴) تقوا و نیکوکاری دو عامل مهم جذب رحمت و حمایت الهی است.

حضرت به استناد آیه شریفه ۱۲۸سوره مبارکه نحل فرمودند: « تقوا داشته باش و نیکی کن». «إنَّ الله مَعَ الَّذینَ التَّقَوا و الَّذینَ هُم مُحسِنُون»

خداوند(مَعَ یعنی همراه) حامی است و کمک می کند. خداوند همراه اهل تقوا و نیکوکاران است. پس این دو صفت تقوا و احسان بسیار مهم هستند. تقوا یعنی انسان خودش را از آلودگی ها و تیرهای شیطان حفظ کند. ریشه این کلمه « وَقَیَ» است. معصومین تقوا را با بیانات مختلف توضیح دادند، امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «تقوا این است که هر جا خدا امر فرموده است، حاضر باشید و هر جا نهی کرده، غایب باشید.»

احسان هم یعنی به دیگران نیکی کردن و خیر رسانی. البته احسان یک معنای دیگری هم دارد و آن درست و کامل انجام دادن کارهاست. اینکه هر کس هر کاری را قبول می کند، خوب و کامل انجام دهد؛ معلم، پزشک، روحانی، تعمیرکار، فروشنده، حتی خانم هایی که در خانه تکالیف و مسئولیت هایی را قبول می کنند. وقتی فردی کار خودش را خوب انجام دهد، محسن و نیکوکار است و اهل احسان می باشد. پیامبر عزیزمان(صلی الله علیه وآله) بر مسئله درستکاری بسیار تأکید می کردند و دوست می داشتند مسلمانان همیشه درستکار باشند. پس نتیجه این شد که حضرت فرمودند: «سعی کنید گناه نکنید، بلکه هر چه می توانید به مردم خیر برسانید. »

۵) در خوبیها و کمالات به کم قانع نباشیم.

این باور که: «خداروشکر اخلاق خوب و عبادت زیاد داریم»، باور خوبی نیست چون این ها میدان بسیار گسترده ای دارند!

قرآن کریم می فرماید: «فَستَبِقُوا الخَیرات»؛ «در خوبی ها از هم سبقت بگیرید.» هرچه آدم خوب است باز بایدخوبتر باشد. یعنی اگر اخلاق شما خوب است خدارا شکر کنید و تصمیم بگیرید که بهتر شوید یا اگر به نمازهایتان اهمیت می دهید، عزم خود را جزم نمایید و بیشتر اهمیت دهید و اگر به لطف خدا به رعایت حلال و حرام تقیّد دارید، سعی کنید بیشتر رعایت کنید. قناعت در مادیات خوب است نه در معنویات.                      قرآن کریم نسبت به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تعبیر: «حَریصٌ عَلَیکُم» نموده، یعنی پیامبر بر هدایت شما حرص می زدند. حرص یعنی علاقه شدید. البته حرص نسبت به امور فانی و تمام شدنی، نکوهیده است اما نسبت به معنویات پسندیده است.

پس وقتی آدم به این نکته فکر کند که فرصت عمل محدود است، هر چه بیشتر تلاش کند، بهتر است.

۶) سعی کنیم ابتدایِ سخن خود را همیشه با نام خدا و درود بر پیامبر عزیزمان شروع کنیم.

حضرت وقتی خواستند این مطالب را برای همام بیان کنند، ابتدا حمد خدا زا نمودند و درود بر پیامبر اکرم فرستادند و سپس شروع کردند که این از آداب دینی ما و جزء آداب سخن گفتن است.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.